خیزش دوباره اسطوره ها در انتهای رشد تکنولوژیک تمدن ها

عبدالرضا ناصر مقدسی

در مطالعه ای که در ژورنال  Royal Society Open Science چاپ شده1 نویسندگان دوباره سراغ این مسئله قدیمی رفته اند که اگر طبق معادله دریک تعداد بیشماری از تمدن های هوشمند در کیهان وجود دارد چرا تا کنون موفق با تماس با هیچ کدام آنها نشده ایم؟ این سوال که اولین بار توسط فرمی فیزیکدان پرآوازه مطرح شده به پارادوکس فرمی مشهور است. این سوال مهم دهه ها هست که ذهن دانشمندان را به خود مشغول داشته و جواب های متفاوتی نیز به آن داده شده است. اما نویسندگان  این مقاله با روش متفاوتی به این سوال پرداخته اند.

آنها  در این مقاله بیان کردند که از جایی به بعد بین رشد تکنولوژیک و حفظ انرژی در یک تمدن هوشمند نوعی تعارض پیش می آید و رشد بیشتر تکنولوژیک می تواند سبب فروپاشی آن سیستم تمدنی گردد. پس تمدن ها یا باید راه زوال را پیش بگیرند و یا اینکه خود را در حالت پایداری نگه دارند که به حفظ آنها منجر شود. در این حالت پایدار، سیستم تمدنی به نفع حفظ خود از نوآوری بیشتر تکنولوژیک دست می کشد. ما می توانیم این موضوع را در ارتباط خود با محیط زیست و طبیعت مشاهده کنیم.

رشد بیشتر تکنولوژیک  منجر به استفاده بیش از حد از منابع طبیعی و تخریب طبیعت می شود. این موضوع در آینده به نفع بشر نخواهد بود و می تواند به انقراض او منتهی شود. لذا اگر انسان، خردمند باشد سعی می کند به نوعی پایداری در ارتباط با طبیعت برسد که حاصل آن عدم رشد فزاینده ی تکنولوژیک خواهد بود.

دیگر مقالات دکتر ناصر مقدسی
علم خدایان

با این مقدمه دوباره سراغ پارادوکس فرمی می رویم.  بر اساس آنچه در این مقاله گفته شد  ارتباط بین تمدن های فرازمینی با ما غیر ممکن میشود. زیرا آنها اگر دست به رشد فناوری در حدی بزنند که توانایی ارتباط با ما را داشته باشند عملا نابود شده اند و اگر باقی مانده باشند آنقدر از نظر تکنولوژیک رشد نکرده اند که بتوانند چنین ارتباطی را برقرار نمایند. طبق این استدلال بنظر می رسد تکنولوژی حدی برای پیشرفت دارد.

البته نویسندگان مقاله به این موضوع نمی پردازند که اگر تکنولوژی جایگزین بیولوژی انسان شود نیز با همین معادلات روبرو خواهیم بود؟

این بحث مجالی جداگانه می طلبد اما سوال دیگری را می توان مطرح کرد: بشر همواره تمایل به جهان گشایی و رشد دارد. از زمانی که بشر در این کره خاکی بوجود آمده همانند یک ماشین تخریب گر کوبیده و حرکت کرده است. لذا بنظر می رسد حتی زمانی که تصمیم به ایجاد پایداری با طبیعت بگیرد بعید است  از توسعه و ایجاد جهان های جدید دست بردارد. بگمان من فقط شکل این جهان ها را عوض می کند. مثلا بجای رشد تکنولوژی برای فتح جهان فیزیکی سعی در گسترش خود در جهان مجازی خواهد کرد. متاورس نمونه ای از این تلاش است.

بقول دیگر شاید عدم رشد در یک حوزه و یا ناتوانی ما در رشد در یک حوزه منجر به ایجاد شاخه های دیگری از رشد فکری گردد. یعنی عدم توانایی در رشد در حوزه ی تکنولوژی روابط جدیدی را بین ابژه های در معرض ما و جهان های فکری ما ایجاد کند و این روابط جدید دنیاهای جدیدی را نیز بسازد. اما این روابط جدید که بشکل جبرانی و در پاسخ به ناتوانی بشر ایجاد می شود به چه معناست؟

دیگر مقالات دکتر ناصر مقدسی
پسااسطوره: حماسه های پهلوانی در عصر هوش مصنوعی

بشر چگونه می خواهد بر آن ناتوانی فائق بیاید؟

بگمانم این حوزه ی بسیار جالب و قابل توجه ای می باشد. رشد جهان های فکری، نوع ارتباط بین ابژه ها همه وهمه می تواند ناشی از جستجو برای راه حل های جدید باشد. و چه بسا در این ارتباط های تازه تجربه های اسطوره ای جدیدی نیز شکوفا شود. بشخصه معتقدم   با کاهش نرخ رشد تکنولوژیک، فضاهای جدید اسطوره ای شکل خواهند گرفت. فضاهایی که به رشد توفق انسان بر جهان کمک خواهند کرد.

 

مطلب چقدر مفید بود؟

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *