تجربه اسطوره ای یا تجربه ای از معنا در جهان فیزیکی؟

عبدالرضا ناصرمقدسی

اسطوره شناسی عصبی – تکاملی گستره ای وسیع از نقش اسطوره در جهان زیستی را به ما ارائه می دهد. اسطوره شناسی عصبی – تکاملی بجای تعریف اسطوره بعنوان زبان نمادین آن را بعنوان تجربه زیسته معرفی می نماید و بجای  اسطوره هایی که می شناسیم بر تجربه اسطوره ای تاکید دارد. تجربه اسطوره ای اما خود دلالت بر موضوعات مهم دیگری دارد: اسطوره بر خلاف چیزی که می شناسیم می تواند صرفا موضوعی درونی بدون بازنمائی بیرونی باشد و از سوی دیگر تجربه اسطوره ای می تواند در تمام جانداران رخ دهد. زیرا تجربه اسطوره ای در این معنا یک معنای افزوده به جهان فیزیکی است. و شاید بسیار جالب توجه باشد که اسطوره با همین تعریف وارد وادی های بسیار جدی ارتباط انسان و جهان و شاید مهم ترین چالش ذهنی او می شود:

 آیا این معنای افزوده ساخته تعامل جاندار با جهان است و یا نه، معنایی در جهان فیزیکی وجود دارد که این تعامل موفق به کشف آن می گردد؟

اسطوره حتی در همان تعریف زبان نمادین همواره خواسته تا خود را بمثابه ای معنایی مستتر در بطن جهان معرفی کند. اما پیشرفت های علمی و شاید مهم تر از همه نظریه تکامل داروینی، انسان را از جستجوی معنایی مستتر در بطن جهان دور و دورتر نموده است. حال اسطوره شناسی عصبی – تکاملی توانسته به زیربنایی ترین سوال بشر راه یابد: یعنی اسطوره را به شکلی معرفی کند که خود را در تعامل با این وجه از هستی بشری به نمایش بگذارد. بگمانم از این به بعد با رستاخیز اسطوره ها روبرو هستیم. بدان معنا که اسطوره با تحلیلی که این علم بینا رشته ای جدید ارائه می دهد خود را درگیر مهم ترین سوالات بشری می نماید. باید منتظر اکتشافات جدید در این حوزه بود.

دیگر مقالات دکتر ناصر مقدسی
مغز انسان و یافته ای جدید در مورد موش های دالان ساز

آیا جهان فیزیکی در ذات خود معنایی دارد؟ آیا می توان در پس قوانین فیزیکی معنایی را متصور بود؟ یا این همه معنا، بعدها ساخته شده و هیچ یک در ذاتِ خودِ جهان فیزیکی وجود نداشته است. اسطوره حتی پیش از مذهب به این معنا پرداخته است. اگر از نظر زمانی به موضوع نگاه کنیم اسطوره بعنوان تجربه زیسته در برخورد با جهان شکل می گیرد و اگر ادعاهای اسطوره شناسی عصبی – تکاملی را بپذیریم این معنای افزوده، تاریخی به درازای حیات دارد یعنی جایی که توانایی کسب معنا بوجود می آید.

حال سوال خود را طور دیگری مطرح می کنیم: آیا معنایی وجود داشته که با بوجود آمدن حیات تجربه شده و یا نه، این معنا نیز برساخته خود حیات می باشد؟

اسطوره شناسی عصبی – تکاملی می تواند ما را تا همان تجربه های آغازین به عقب ببرد . گرچه اینکار بسیار مشکل و پیچیده است اما غیر ممکن نیست. هر کشفی در مورد ایجاد حیات می تواند از این  منظر نیز قابل تحلیل باشد. اخیرا دانشمندان دانشگاه راتگرز به کشف مهمی در مورد منشا اولیه متابولیسم دست یافته اند1 که می تواند در چگونگی توضیح بوجود آمدن حیات به ما یاری برساند.

طبق نظر آنها یک پپتید ساده به نام «نیکل بک»، که حاصل پیوند دو اتم نیکل با اتمهای نیتروژن است، یک ماده شیمیایی اولیه و در عین حال ساده بوده که نتنها قادر به تشکیل خودبه‌خودی در سوپ پیش از حیات است بلکه  در عین حال  می تواند  انرژی لازم را  از محیط  دریافت و فعال‌سازی زیست شیمیایی را کلید بزند: خصلتی که زیربنای هر جاندار زنده است. خیلی سخت است تا بین این خصوصیات بظاهر ابتدایی با جستجوی معنا رابطه ای برقرار کرد. اما بگمان من هر اتفاقی باید در همان لحظات افتاده باشد. شاید اولین خصلتی که بذهن می رسد تفاوت این ترکیب های ابتدایی ست با آنچه تا پیش از این در جهان فیزیکی وجود داشته است.هر معنایی هم چه از قبل بوده باشد و چه اکنون بوجود آمده باشد در همین تفاوت نهفته است. همین تفاوت سبب ظهور  این معنای پنهان گشته و یا آن را بوجود آورده است. پس باید به جستجو در آن گل و لای آغازین ادامه داد. همچون یک پهلوان حماسی که در سرزمین های ناشناخته بدنبال شگفت انگیزترین وجوه هستی است.

دیگر مقالات دکتر ناصر مقدسی
مورفئوس: خدای درونی ترین خصلت ما

 

 

Jennifer Timm, Douglas H. Pike, Joshua A. Mancini, Alexei M. Tyryshkin, Saroj Poudel, Jan A. Siess, Paul M. Molinaro, James J. McCann, Kate M. Waldie, Ronald L. Koder, Paul G. Falkowski, Vikas Nanda. Design of a minimal di-nickel hydrogenase peptide. Science Advances, March 10, 2023

5/5 - (1 امتیاز)

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *